محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

554

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

خودكفاست ، ولى به‌هرحال چنين نيّتى در ارزش و اهمّيّت با عمل اخلاقى كلّى برابر نيست . و اكنون بر عهدهء ماست كه عنصر ديگر را كه تاكنون بدون هيچ‌گونه اظهارنظرى به حال خود گذاشته شده بود ، استخراج كنيم ، جنبهء غايى براى اراده همان است كه به خاطر نياز روش اخلاقى به سادگى از كنار آن گذشتيم ، شايسته است كه اكنون در دايرهء روشنى قرار دهيم . و ما پيش از آنكه عملى را انجام دهيم ، مىدانيم كه چه چيز شايستهء انجام است و به همين لحاظ آن را انجام مىدهيم . و موقعى كه اقدام بر انجام آن عمل مىكنيم ، مىدانيم كه آن وظيفهء ماست و با توجّه و از روى قصد و نيّت آن را انجام مىدهيم . ولى چرا اين وظيفه را من انجام مىدهم ، و با چه هدفى انجام مىدهم ؟ اين دو پرسش : چيست ؟ و براى چه ؟ هرگز در هيچ عملى از اعمال ارادى كه ذات عمل به طور كامل درك شود ، قابل انفكاك و جدايى نيستند . ملاحظه مىكنيد ، آيا پاسخ از اين دو پرسش در يك عمل واحد ، نهفته است ، و بس ؟ . . . و نه تنها با اين دو در يك درجه از اهمّيّت و تأكيد روبه‌رو مىشويم و بس ، بلكه پاسخى كه به دومى مىدهيم ، همان پاسخى است كه به اوّلى بايد داد . به اين معنى كه هدف غايى است كه وسايلى را قطعى و لازم مىسازد ( نمىگويم : آنها را تجويز مىكند ، اگرچه هدف ظالمانه‌اى باشد ! ) . موضوع اين بحث ما آن است كه بدانيم : اخلاق قرآنى براى اين پاسخ چه اهمّيّتى قائل است ؟ آيا اين اخلاق با تمام اهدافى كه در وقت اطاعت اوامر اخلاقى مورد توجّه اراده است ، بى مبالات است ؟ در صورت منفى بودن پاسخ ، كدام اهداف است كه اين اخلاق به‌طور مطلق آنها را مجاز نمىداند ؟ و كدام اهداف است كه مىپسندد و آنها را مجاز مىشمارد ؟ و كدام مبدأ والايى است كه شايسته است ، الهام‌بخش اعمال ما باشد ؟ . . . و آيا اين مبدأ الگويى ، در همهء اعمال نيز مطلوب است ؟ و يا اين‌كه برحسب ارتباطش با تكليف انسانى و يا به صرف اين‌كه روش زندگى فردى است ، در شرايط عادى به زندگى روزانهء ما مربوط مىشود ، كم‌وبيش متفاوت است ؟ . به راستى وقتى كه ما به‌طور واضح و مشخّص به اين قبيل پرسش‌ها پاسخ مىدهيم و هنگامى كه در برابر امور عامّه درنمىمانيم ، بدين وسيله ممكن است نظريّهء اخلاقى قرآن را در اين زمينه به‌طور دقيق عرضه بداريم . واقعيّت آن است كه اين مقدار كافى نيست كه ما متوجّه باشيم بر اين‌كه واژهء عربى « اسلام »